۹ آبان ۱۴۰۵، ۱۳:۲۹

دیپلماسی فرهنگی ایران در ژاپن؛ از رویداد تا روایت مشترک

دیپلماسی فرهنگی ایران در ژاپن؛ از رویداد تا روایت مشترک

دیپلماسی فرهنگی ایران در ژاپن با تکیه بر سینما، هنر و ادبیات ظرفیت گسترش روابط دو کشور را دارد؛ ظرفیتی که با عبور از رویدادهای مقطعی می‌تواند به همکاری‌های پایدار فرهنگی منجر شود.

یادداشت مهمان - مریم سه‌دهی؛ دیپلماسی فرهنگی ایران در ژاپن، از هفته‌های فیلم و نمایشگاه‌های هنری تا نشست‌های ایران‌شناسی، برنامه‌های معرفی فرهنگ ایران برای دانش آموزان ژاپنی و همکاری‌های سینمایی، ظرفیت‌های متنوعی دارد. بهره‌گیری راهبردی از این ظرفیت‌ها مستلزم عبور از برگزاری رویدادهای مستقل و حرکت به‌سوی ارتباطی مستمر با جامعه میزبان است؛ ارتباطی که از معرفی یک اثر فرهنگی آغاز شود، به شناخت متقابل برسد و زمینه همکاری‌های ماندگار را فراهم کند.

دیپلماسی فرهنگی زمانی اثربخش خواهد بود که بتواند میان آثار فرهنگی، تجربه‌های انسانی و مخاطبان جامعه میزبان ارتباط برقرار کند. در این چارچوب، تعداد جشنواره‌ها، نمایشگاه‌ها و نشست‌ها به‌تنهایی معیار کافی برای ارزیابی موفقیت نیست. پرسش اصلی این است که این فعالیت‌ها چه تصویری از ایران ارائه می‌کند، تا چه اندازه امکان گفت‌وگو فراهم می‌آورد و آیا پس از پایان هر برنامه، ارتباطی مشخص میان مخاطبان و نهادهای فرهنگی دو کشور باقی می‌ماند؟

بررسی تجربه‌های فرهنگی ایران در ژاپن نشان می‌دهد ظرفیت‌های موجود محدود به معرفی تاریخ و تمدن ایران نیست. سینمای ایران، هنرهای سنتی، ادبیات فارسی، مطالعات ایران‌شناسی، برنامه‌های فرهنگی برای کودکان و همکاری هنرمندان ایرانی و ژاپنی، هرکدام بخشی از این ظرفیت را تشکیل می‌دهند. اهمیت راهبردی این تجربه‌ها زمانی آشکار می‌شود که به‌جای ارزیابی جداگانه آن‌ها، پیوند میان‌شان بررسی شود.

سینما؛ از نمایش آثار ایرانی تا روایت مشترک

نهمین دوره هفته فیلم ایران در توکیو در سال ۲۰۲۶ با نمایش هشت فیلم ایرانی و یک مستند برگزار شد. آثاری چون «سرزمین فرشته‌ها»، «عطرآلود»، «بادیگارد»، «خون طلایی آمنه»، «اشک هور»، «بدون قرار قبلی»، «فرش باد» و مستند «میناب» با زیرنویس ژاپنی به نمایش درآمدند. موضوع «کودکان شهید میناب» محور ویژه این دوره بود؛ برنامه‌ای که با حضور خانواده شهید ماکان نصیری و اجرای قطعاتی از سوی محسن شریفیان، نوازنده نی‌انبان، به یاد کودکان میناب همراه شد. این رویداد، در کنار معرفی سینمای ایران، فرصتی برای طرح روایت‌هایی با محوریت تجربه‌های انسانی فراهم کرد.

بااین‌حال، نمایش فیلم به‌تنهایی به شناخت عمیق از جامعه سازنده آن نمی‌انجامد. مخاطب برای درک زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی یک اثر، به اطلاعات تکمیلی و فرصت گفت‌وگو نیاز دارد. برگزاری نشست‌های نقد و بررسی، حضور عوامل فیلم یا کارشناسان، انتشار محتوای ژاپنی‌زبان و دریافت بازخورد مخاطبان می‌تواند نمایش آثار را به نقطه آغاز گفت‌وگوی فرهنگی تبدیل کند.

فراتر از نمایش فیلم، تولید مشترک نیز می‌تواند زمینه ارتباط عمیق‌تر دو فرهنگ را فراهم کند؛ زیرا سینماگران دو کشور در فرایند خلق یک اثر هنری با یکدیگر همکاری می‌کنند. فیلم «فرش باد» به کارگردانی کمال تبریزی، نمونه‌ای از این همکاری است. این فیلم که در سال ۲۰۰۳ در ژاپن اکران شد، داستان خانواده‌ای ژاپنی و تلاش برای آماده‌کردن یک فرش ایرانی را روایت می‌کند. در این اثر، فرش از یک محصول هنری فراتر می‌رود و به محور ارتباط میان شخصیت‌های ایرانی و ژاپنی تبدیل می‌شود. داستان، با قرار دادن یک عنصر فرهنگی در بستر روابط انسانی، امکان آشنایی با فرهنگ ایران را از مسیری غیرمستقیم فراهم می‌کند.

نمونه دیگر، فیلم «مهمانخانه ماه نو» به کارگردانی تاکه‌فومی تسوتسویی است که با مشارکت بازیگران ایرانی و ژاپنی ساخته شد و کمال تبریزی در آن نقش مشاور کارگردانی داشت. این تجربه، در کنار «فرش باد»، نشان می‌دهد که ارتباط سینمایی دو کشور به نمایش آثار ملی محدود نیست و تولید مشترک نیز ظرفیت مهمی برای گسترش تبادلات فرهنگی به شمار می‌رود.

این ارتباط، به سینماگران و بازیگران محدود نمی‌شود. مترجمان، تهیه‌کنندگان و دیگر واسطه‌های حرفه‌ای نیز در معرفی آثار و شکل‌گیری همکاری‌های فرهنگی نقش دارند. تداوم این روابط می‌تواند زمینه تولید پروژه‌های بعدی را فراهم کند؛ البته تحقق چنین هدفی به حمایت از همکاری‌های حرفه‌ای، ترجمه و توزیع آثار و انتخاب موضوعاتی نیاز دارد که برای مخاطبان هر دو کشور جذاب و معنادار باشند.

در نهایت، اهمیت اصلی در روایت‌هایی است که امکان شناخت متقابل را فراهم می‌کند و زمینه تداوم ارتباط فرهنگی را به وجود می‌آورد. از این منظر، نمایش فیلم، گفت‌وگو با مخاطبان و همکاری در تولید آثار می‌توانند اجزای مکمل مسیری باشند که از معرفی فرهنگ فراتر می‌رود و به شکل‌گیری روایت‌های مشترک میان دو جامعه می‌انجامد.

عروسک‌های بومی؛ معرفی تنوع ایران از مسیر تجربه ملموس

در آبان ۱۴۰۲، نخستین نمایشگاه عروسک‌های بومی و محلی ایران با عنوان «دایا» در توکیو و با مشارکت کتابخانه منطقه تاما برگزار شد. این نمایشگاه حدود ۱۵۰ عروسک از بیش از ۶۴ هنرمند و فعال حوزه عروسک‌سازی را در معرض دید مخاطبان ژاپنی قرار داد. آثار ارائه‌شده، علاوه بر معرفی عروسک‌های بومی، بازتابی از پوشش اقوام ایرانی و بخشی از تاریخ و شیوه‌های زندگی در مناطق مختلف کشور بود.

این نمایشگاه نمونه‌ای از ظرفیت هنرهای سنتی برای معرفی تنوع فرهنگی ایران است.

ظرفیت روایی این عروسک‌ها می‌تواند با معرفی قصه‌های مرتبط با آن‌ها، برگزاری کارگاه برای کودکان و نمایش عروسک‌های سنتی ژاپن در کنار نمونه‌های ایرانی گسترش یابد. گفت‌وگو درباره نقش اسباب‌بازی‌ها در زندگی نسل‌های مختلف نیز می‌تواند نمایشگاه را از معرفی

یک‌طرفه میراث ایران به فضایی برای شناخت متقابل تبدیل کند. در این رویکرد، عروسک نقطه آغاز روایت زندگی، خاطره و تجربه‌های محلی است، نه صرفاً نمادی برای نمایش تنوع فرهنگی.

توشیو شیما؛ وقتی علاقه فرهنگی به پیوندی ماندگار تبدیل می‌شود

روایت توشیئو شیما، استاد بازنشسته ژاپنی و فارسی‌آموز ۷۹ ساله، نمونه‌ای متفاوت از ارتباط فرهنگی ایران و ژاپن است. او در جوانی زبان فارسی آموخت، پیش از انقلاب اسلامی به مدت هشت سال در ایران زندگی کرد و در پروژه‌های مهندسی، از جمله طرح‌های سدسازی و کانال‌سازی، به‌عنوان مترجم فعالیت داشت. ارتباط او با ایران به دوره حضور کاری‌اش محدود نماند؛ علاقه به زبان فارسی، شعر خیام و حافظ و خوشنویسی فارسی در سال‌های بعد نیز ادامه یافت.

شیما حدود یک دهه پیش خوشنویسی اشعار فارسی را آغاز کرد و همچنان در کلاس خوشنویسی شرکت می‌کند و در دوره برخط خوشنویسی بنیاد سعدی حضور دارد. او در گفت‌وگویی رسانه‌ای از علاقه خود به شعر فارسی و خاطره شنیدن اشعار حافظ و خیام در ایران سخن گفته است.

این روایت نشان می‌دهد ارتباط فرهنگی می‌تواند از یک آشنایی اولیه آغاز شود و در طول زمان به علاقه‌ای عمیق‌تر تبدیل شود. توشیو شیما ابتدا برای تحصیل زبان فارسی و سپس برای کار به ایران نزدیک شد؛ تجربه زندگی در ایران و آشنایی با ادبیات فارسی نیز به تداوم علاقه او کمک کرد.

این تجربه نشان می‌دهد که آشنایی با یک فرهنگ می‌تواند به‌تدریج به علاقه‌ای پایدار تبدیل شود. از این منظر، ایران‌شناسان، مترجمان، استادان دانشگاه، فارسی‌آموزان و افرادی که در ایران زندگی یا کار کرده‌اند، ظرفیت مهمی برای گسترش شناخت متقابل میان ایران و ژاپن محسوب می شوند. این افراد به دلیل آشنایی با زبان، ادبیات یا تجربه زیسته در ایران، می‌توانند در معرفی جنبه‌های کمترشناخته‌شده جامعه ایرانی به مخاطبان ژاپنی نقش داشته باشند. همکاری با آنان در برگزاری نشست‌های فرهنگی، ترجمه آثار، تولید محتوای ژاپنی‌زبان و گفت‌وگو با رسانه‌ها و مراکز دانشگاهی، راهی عملی برای بهره‌گیری از این ظرفیت و تداوم ارتباط فرهنگی میان دو کشور است.

نشست‌های ایران‌شناسی؛ از شناخت تخصصی تا گفت‌وگوی فرهنگی

در کنار رویدادهای هنری، نشست‌های ایران‌شناسی با مشارکت پژوهشگران ژاپنی، فرصتی برای معرفی ابعاد تاریخی، فرهنگی و اجتماعی ایران به مخاطبان این کشور فراهم می‌کنند. این نشست‌ها امکان می‌دهند موضوعات مرتبط با ایران، فراتر از معرفی آثار و جلوه‌های فرهنگی، در بستر تاریخی و اجتماعی خود بررسی شوند و مخاطبان با زمینه‌های شکل‌گیری باورها، سنت‌ها و شیوه‌های زندگی در ایران آشنا شوند.

اهمیت این نشست‌ها در دیپلماسی فرهنگی، به نوع روایت و فرصتی که برای گفت‌وگو ایجاد می‌کنند بازمی‌گردد. روایت ایران زمانی برای مخاطب ژاپنی معنادارتر می‌شود که صرفاً به انتقال اطلاعات محدود نباشد، بلکه امکان طرح پرسش، بررسی دیدگاه‌های متفاوت و پیوند دادن موضوعات فرهنگی با تجربه‌های انسانی را فراهم کند.

در این میان، مشارکت ایران‌شناسان ژاپنی می‌تواند به انتخاب موضوعات متناسب با علایق و پرسش‌های جامعه محلی کمک کند. چنین همکاری‌هایی، در کنار ترجمه آثار و ارتباطات پژوهشی مستمر، می‌تواند معرفی ایران را به فرایندی پیوسته برای شناخت متقابل دو جامعه تبدیل کند.

«نسیم ایران»؛ آشنایی نسل جوان با فرهنگ ایران

برنامه فرهنگی «نسیم ایران» در توکیو، نمونه دیگری از تلاش برای معرفی فرهنگ ایران به جامعه میزبان است. در این برنامه که با هدف آشنایی نوجوانان ژاپنی با تاریخ و تمدن ایران برگزار می‌شود، کارگاه تعاملی ایران‌شناسی، نمایشگاه هنر ایران، آشنایی با صنایع‌دستی، تجربه پوشیدن لباس اقوام ایرانی و پذیرایی با سفره ایرانی در کنار یکدیگر قرار می گیرد. این ترکیب به دانش‌آموزان امکان می‌داد فرهنگ ایران را از راه مشاهده و تجربه مستقیم بشناسند.

برنامه‌های ویژه دانش‌آموزان فرصتی برای معرفی فرهنگ ایران به نسل جوان ژاپن و آشنایی آن‌ها با جنبه‌هایی از جامعه ایرانی است که ممکن است در برنامه‌های عمومی کمتر مورد توجه قرار گیرد. این فعالیت‌ها زمانی می‌تواند به اهداف دیپلماسی فرهنگی کمک کند که علاوه بر معرفی میراث و سنت‌های ایران، امکان طرح پرسش، مشارکت دانش‌آموزان و آشنایی با شیوه‌های زندگی و تجربه‌های انسانی در ایران را نیز فراهم آورد. برای ارزیابی نتیجه این برنامه‌ها، لازم است بازخورد دانش‌آموزان و مدارس و امکان تداوم همکاری‌ها بررسی شود؛ زیرا هدف، صرفاً برگزاری یک رویداد موفق نیست، بلکه فراهم‌کردن زمینه‌ای برای شناخت بیشتر و ارتباط فرهنگی پایدارتر است.

پیوند دادن این برنامه‌ها با ادبیات کودک، قصه‌گویی، نمایش عروسک‌های بومی و فیلم‌های مناسب نوجوانان می‌تواند تجربه‌ای پیوسته‌تر ایجاد کند. برای مثال، دانش‌آموزی که در یک برنامه با پوشش اقوام ایرانی یا عروسک‌های بومی آشنا شده است، می‌تواند در فعالیتی بعدی داستانی درباره زندگی کودکان ایرانی بشنود یا فیلمی مرتبط با خانواده و دوستی تماشا کند. در این صورت، هر برنامه زمینه‌ای برای شناخت بیشتر فراهم می‌آورد.

از رویدادمحوری تا روایت‌محوری

نمونه‌های یادشده، از هفته فیلم و تولید مشترک سینمایی تا نمایشگاه عروسک‌ها، نشست‌های ایران‌شناسی و برنامه‌های دانش‌آموزی، نشان می‌دهند که فرهنگ ایران از مسیرهای متنوعی قابل معرفی است. مسئله اصلی ایجاد پیوند میان فعالیت‌ها و تبدیل آن‌ها به مسیری مستمر برای ارتباط با مخاطب است.

روایت‌محوری در دیپلماسی فرهنگی به معنای ایجاد ارتباط میان آثار و تجربه‌های فرهنگی به‌گونه‌ای است که مخاطب بتواند از خلال آن‌ها با وجوه مختلف جامعه آشنا شود. سینما می‌تواند زندگی و روابط انسانی را روایت کند؛ عروسک‌های بومی می‌توانند تنوع اقوام و خاطره جمعی را بازتاب دهند؛ ادبیات فارسی می‌تواند زمینه آشنایی با اندیشه و زبان ایران را فراهم آورد؛ و نشست‌های ایران‌شناسی می‌تواند این آشنایی را به بررسی تخصصی‌تر پیوند دهد.

برای نمونه، موضوع «دنیای کودکان در ایران» می‌تواند محور برنامه‌ای شامل معرفی کتاب‌های کودک ایرانی، نمایش فیلم‌های مرتبط با زندگی کودکان و آشنایی با بازی‌ها و عروسک‌های بومی باشد. همچنین، موضوع «هنرهای سنتی در زندگی امروز» می‌تواند فرش ایرانی و صنایع‌دستی را در کنار تجربه هنرمندان و کاربرد این هنرها در زندگی روزمره معرفی کند. طراحی این فعالیت‌ها در قالب مجموعه‌ای پیوسته، به مخاطبان ژاپنی فرصت می‌دهد تا از طریق موضوعاتی مشخص و ملموس، با جنبه‌های مختلف فرهنگ ایران آشنا شود.

پیشنهادهایی برای بهره‌گیری از ظرفیت‌های دیپلماسی فرهنگی ایران در ژاپن

۱. تدوین برنامه سالانه با محورهای مشترک: فعالیت‌های سینمایی، نمایشگاهی، دانشگاهی و دانش‌آموزی ذیل چند موضوع مشخص مانند خانواده، ادبیات، هنرهای سنتی و زندگی روزمره برنامه‌ریزی شود. این کار امکان ایجاد پیوند میان رویدادها و پیگیری ارتباط با مخاطبان را فراهم می‌کند.
۲. توسعه تولیدات مشترک و همکاری حرفه‌ای: تجربه «فرش باد» و «مهمانخانه ماه نو» می‌تواند مبنایی برای شناسایی زمینه‌های تازه همکاری در سینما و دیگر حوزه‌های هنری باشد. ارتباط با تهیه‌کنندگان، کارگردانان، مترجمان و مجموعه‌های فرهنگی ژاپنی و توجه به امکان عرضه آثار در هر دو کشور، از الزامات این مسیر است.
۳. طراحی برنامه متناسب با گروه‌های مخاطب: برای دانشگاهیان و ایران‌شناسان، نشست‌های تخصصی و همکاری پژوهشی؛ برای دانش‌آموزان، برنامه‌های تعاملی متناسب با سن؛ و برای مخاطبان عمومی، سینما، نمایشگاه، موسیقی و فعالیت‌های هنری در نظر گرفته شود.
۴. تقویت شبکه ایران‌شناسان و علاقه‌مندان ژاپنی: شایسته است فارسی‌آموزان، مترجمان، استادان دانشگاه و هنرمندان ژاپنی در طراحی و اجرای برنامه‌ها مشارکت داشته باشند. ایجاد فرصت برای معرفی تجربه‌های آنان و همکاری در تولید محتوای ژاپنی‌زبان می‌تواند به استمرار ارتباطات کمک کند.
۵. حفظ ارتباط با مخاطبان پس از هر رویداد: دعوت از شرکت‌کنندگان به حضور در برنامه‌های بعدی، انتشار محتوای تکمیلی به زبان ژاپنی، شناسایی مدارس، دانشگاه‌ها و مجموعه‌های هنری علاقه‌مند می‌تواند هر برنامه را به نقطه شروع ارتباطی تازه تبدیل کند.
۶. ارزیابی نتایج: در کنار تعداد رویدادها و شرکت‌کنندگان، میزان مشارکت فعال، بازخورد مخاطبان، استمرار همکاری با مراکز آموزشی، تولید محتوای مشترک و شکل‌گیری پروژه‌های جدید نیز بررسی شود. در صورت امکان، پرسش‌نامه‌های کوتاه قبل و بعد از برنامه می‌تواند به سنجش تغییر در شناخت مخاطبان کمک کند.
۷. استفاده از چرخه بازخورد برای بهبود روایت‌ها: شناخت مخاطب، تولید محتوا، دریافت بازخورد و اصلاح برنامه‌ها باید اجزای یک فرایند پیوسته باشد. بررسی پرسش‌ها و برداشت‌های مخاطبان ژاپنی می‌تواند به انتخاب موضوعات دقیق‌تر، روشن‌ترشدن نقاط ابهام و طراحی برنامه‌های بعدی کمک کند.

سخن پایانی

تجربه دیپلماسی فرهنگی ایران در ژاپن نشان می‌دهد که سینما، هنرهای سنتی، ادبیات، ایران‌شناسی و برنامه‌های ویژه نسل جوان، هرکدام امکان متفاوتی برای معرفی فرهنگ ایران فراهم می‌کند. تولید فیلم های مشترک ظرفیت همکاری حرفه‌ای را نشان می
کیایی: ‌دهد؛ نمایشگاه عروسک‌های بومی، تنوع فرهنگی ایران را به تجربه‌ای ملموس تبدیل می‌کند؛ روایت توشیئو شیما اهمیت ارتباط فردی و پایدار را یادآور می‌شود؛ و نشست‌های ایران‌شناسی و برنامه «نسیم ایران» امکان ارتباط با گروه‌های تخصصی و نسل جوان را فراهم می‌آورد.

گام بعدی، پیوند دادن این ظرفیت‌ها در قالب برنامه‌ای منسجم، مخاطب‌محور و قابل ارزیابی است. در این رویکرد، موفقیت دیپلماسی فرهنگی تنها با میزان دیده‌شدن ایران سنجیده نمی‌شود؛ عمق شناخت مخاطبان، استمرار ارتباطات و شکل‌گیری فرصت‌های واقعی همکاری نیز اهمیت دارد.

دیپلماسی فرهنگی زمانی به سرمایه‌ای پایدار تبدیل می‌شود که معرفی یک اثر، پایان ارتباط نباشد؛ بلکه آغاز شناختی عمیق‌تر و رابطه‌ای ماندگار میان دو جامعه باشد.

کد مطلب 6995158

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha